X
تبلیغات
تاتکی بارزان - سیاست

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

عاقبت دشمنان کوردها


نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 18:54 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

پرچم کشور من کوردستان

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 17:2 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

پیشمرگه و رهبر کوردستان

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 16:21 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

رهبر و تنی چند از یارانش

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 16:9 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

نمونه اسناد مبارزات رهبر 2

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 16:7 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

اسناد مبارزات رهبر 1


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 16:6 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

کرونوگرام مبارزات رهبر کوردستان

 

 

 

كرونوگرام و رئوس وقايع سالهاي حضور سياسي ملا مصطفي بارزاني در عرصه سياست كردستان عراق عبارتست از:

1.      بروز جنگ دوم بين الملل.

2.   بروز جنگهاي خونين ميان كردان و حكومت مركزي عراق و پشتيباني سياسي و نظامي استعمار انگليس از عربها و دولت مركزي دست نشانده عراق.

3.   كوچ دسته جمعي سي و پنج هزار بارزاني در اكتبر 1945 ميلادي به خاك ايران و استقرار ايشان در شهرهاي كردنشين اشنويه و نقده و مهاباد؛ همراه شدن ملا مصطفي بارزاني با شورش كردان ايراني به رهبري قاضي محمد و بروز درگيريهاي نظامي قواي بارزاني با ارتش ايران در مناطق كردستان ايران.

4.      سقوط قاضي محمد و بازگشت بارزاني به‌ عراق در حالت جنگ و گريز با ارتش ايران.

5.   رفتن بارزاني به همراه پانصد تن از زبدگان پيشمرگ كرد به سوي اتحاد شوروي سابق و گذشتن از مرز ايران و عراق و تركيه (هفدهم ژوئن سال 1947 ميلادي).

6.      وقوع كودتاي نظامي در عراق و سقوط حكومت پادشاهي و روي كار آمدن عبدالكريم قاسم.

7.   بازگشت ملا مصطفي بارزاني به عراق در هفدهم اكتبر 1947 ميلادي و از سرگيري روابط كردان با دولت تازه بنياد مركزي.

8.      ناكامي تلاش بارزاني در مذاكرات با دولت عبدالكريم قاسم و بروز جنگ از سال 1961 ميلادي به بعد.

9.   كودتاي نظامي عبدالسلام عارف با پشتيباني انگليسها و سقوط رژيم عبدالكريم قاسم در فوريه 1963 ميلادي و بروز آتش بس ميان كردان و حكومت مركزي و از سرگيري مذاكرات.

10.  بروز جنگ ميان كردان و دولت تازه بنياد در ژوئن 1963 ميلادي و تداوم آن به مدت پنج ماه و سرانجام آتش بس و مذاكره مجدد.

11. بروز اختلاف ميان بارزاني و سران حزب پارت دمكرات كردستان عراق.

12. وقوع جنگ مجدد بين دولت مركزي عراق و كردان در فوريه 1965 ميلادي.

13. كناره‌گيري تني چند از سران حزب دمكرات از رهبري ملا مصطفي بارزاني و همكاري ايشان با دولت مركزي عراق و پشتيباني دولت ايران از بارزاني.

14. پيروزي قواي پارتيزاني بارزاني و به رسميت شناخته شدن بخشي از حقوق كردان توسط دولت مركزي عراق در نهم ژوئن 1966 ميلادي.

15. وقوع جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل.

16. وقوع چند كودتا در كادر رهبري عراق.

17. انعقاد معاهده‌اي پانزده ماده‌اي ميان بارزاني و صدام حسين در پانزدهم مارس 1970 ميلادي.

18. وقوع جنگ مجدد ميان صدام و كردها پس از چهار سال در سال 1974 ميلادي.

19. انعقاد پيماني ميان شاه ايران و صدام حسين در در الجزاير در ششم مارس 1975 ميلادي و وجه المصالحه قرار گرفتن كردها در اين پيماننامه.

20. شكست مبارزات بارزاني پس از توافق الجزاير و پناهنده شدن ملا مصطفي و يارانش به ايران و اسكان ايشان در عظيميه كرج.

21. وفات ملا مصطفي بارزاني در مارس 1979 ميلادي مطابق با سال 1358 شمسي).

 

ابوالحسن تفرشيان يكي از نظاميان ايراني بوده كه مدتي در ركاب ملا مصطفي جنگيده است. وي در كتاب خاطرات خويش موسوم به «قيام افسران خراسان» درباره شخصيت و سجاياي ملا مصطفي بارزاني مي نويسد:

«ملا مصطفي در عين حال كه تحصيلات كلاسيك ندارد؛ مرد فهميده‌اي است. او زبان فارسي و عربي را خوب مي داند و به تركي هم حرف مي زند .. يادم هست موقعي كه او را ديدم مثل پيامبري در ميان افرادش ايستاده؛ بينشان فشنگ تقسيم مي كرد. موقعي كه مرا ديد به طرفم آمد .. و گفت: من پيشه‌وري نيستم. پناهيان هم نيستم كه در موقع صلح رئيس ستاد ارتش باشم و در موقع جنگ ناگهان سر از باكو در بياورم. من هستم و اين تفنگم .. نوكر هيچ قدرت و حكومتي نيستم؛ نه انگليس؛ نه آمريكا و نه روس .. من فقط نوكر ايل بارزان هستم؛ نوكر امت خودم هستم .. با امتش سر يك سفره مي نشست .. به جنگ مي رفت و با همانها در سنگر مي خوابيد. او روشي داشت كه افراد بارزاني دوستش داشتند. كافي بود ملا سوار اسب شود؛ تا بلافاصله پانصد سوار مسلح بدون اينكه بدانند يا بپرسند به دنبالش راه بيفتند ..».

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 16:0 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

بیوگرافی ملا مصطفی بارزانی


 

 

    ملا مصطفي پسر شيخ محمد بارزاني در 1901 ميلادي ولادت يافته و بسال 1979 ميلادي بر اثر بيماري وفات يافته و روي در نقاب خاك كشيده است.

سرگذشت و وقايع زندگي و تاريخچه مبارزات سياسي اين رادمرد كرد بسيار مفصل و مشروح و عبرت‌انگيز است و براي بررسي اين موارد مي بايستي رساله‌ها و كتابهاي متعددي نوشته شود. نيز بررسي آراي متفاوت و نظرات مختلفي كه پيرامون شخصيت و عملكرد اين ابرمرد تاريخ از سوي مورخين و منتقدان جهان و همچنين از سوي دوستان و دشمنانش ابراز شده است؛ فراوان و گوناگون است و لذا اين كثرت و تنوع آرا مدلل مي دارد كه شخصيت و مشي و عملكرد سياسي و اجتماعي ملا مصطفي بارزاني بسيار مهم و راهبردي و با ارزش بوده‌ است و تحليل اين موارد به اطلاعات كافي تاريخي و معلومات سياسي و آشنايي با اسناد و مستندات تاريخي و معادلات سياسي خاورميانه و جهان در سده نوزدهم و بيستم نياز دارد.

آنچه در اينجا بر طريق اجمال لازم است گفته آيد؛ آنست كه اكثريت مخالفان مشي سياسي ملا مصطفي بارزاني را كمونيستها و اقمار ايشان در خاورميانه تشكيل مي دهند. بويژه توده‌اي‌ها و پيروان ايشان در كردستان ايران؛ و مخالفان اقتدار عشيره‌اي بارزاني در ميان كردان عراقي.

به طور خلاصه؛ موافقان و مخالفان رهبري ملا مصطفي سالهاست كه با يكديگر در ستيز بوده‌اند و بر اثر همين اختلافات درگيريهاي فراواني ميان مبارزان كرد عراقي درگرفته و حتي دامنه اين اختلافات و درگيریهاي عقيدتي به ميان مردم كشيده شده و متاسفانه به برخوردهاي فيزيكي ميان گروههاي مسلح كرد نيز منجر گشته است. اما خوشبختانه در خلال دهه گذشته اين منازعات درون قومي و داخلي؛ فروكش نموده و روز به روز انديشه‌ورزي و تعقل و تدبر و دورانديشي بر اختلافات كهن پيشي گرفته است و اكنون به روزگار ما كه دولت ديكتاتور و جنايتكار قرن صدام حسين نيز به زباله‌دان تاريخ پرتاب شده است؛‌ اميد ملت كرد براي اتحاد و اتفاق سياسي و نزديكتر شدن آرا و نقطه نظرات در اين عرصه بيشتر شده و اين روند همچنان ادامه دارد و به سوي تحقق اهداف عاليه و احقاق حقوق حقه ملت كرد در كردستان عراق به پيش مي رود.

شروع پررنگ و قابل توجه مبارزات سياسي ملا مصطفي را مي توان از سال 1932 ميلادي دانست. در اين سال وي به همراه برادر بزرگترش شيخ احمد در زندان حله محبوس بود و بعد به حالت تبعيد به سليمانيه فرستاده شد. در 13 ژوئيه 1943 ميلادي ملا مصطفي از تبعيدگاه خويش فرار نمود و خود را بارزان رساند. از همين تاريخ به بعد جنگ و گريزها و مبارزات ملا مصطفي شروع مي شود و در فاصله زماني قريب به چهل و اندي سال اين مناقشات و مبارزات تداوم مي يابد.

شيوه‌هاي مبارزاتي ملا مصطفي در راه احقاق حقوق مسلم و حقه كردان عراقي به صورتهاي متفاوتي انجام گرفته است. گاهي به حالت يورش و حمله به نأسيسات نظامي و ستونهاي ارتشي بوده؛ زماني به حالت جنگ و گريز پارتيزاني صورت گرفته؛ و مدتي نيز آتش بس حكمفرما شده و مبارزات به شيوه گفت و گو و مذاكره و مناقشه سياسي جريان داشته است ..

مبارزات ملا مصطفي بارزاني در راه نيل به حقوق ملي كردان عراقي از خواستهاي قبيله‌اي شروع شده و به تدريج به درخواستهاي مشروع و حقوق قومي و ملي همه كردان ارتفاء يافته است. وي تا آنجا كه به اصل مبارزه ملت كرد خدشه وارد نشود؛ با دولتهاي مركزي عراق از در مذاكره و تفاهم و سازش و همكاري در آمده است؛ اما همواره حكومتهاي سركوبگر و ديكتاتور و اقتدارخواه و پان‌عربيست مركزي عراق در كار خدعه پردازي و فريبكاري و وقت كشي بوده و هيچگاه قائل به برقراري عدالت و رعايت حقوق شهروندي برابر بين كرد و عرب نبود‌ه‌اند و همواره كوشيده‌اند خصوصيات فرهنگي و تاريخ درازدامن حيات ملت كرد را ناديده بگيرند و با اقدامات ضد بشري و كشت و كشتار و امحاء هويت فرهنگي كردان و تعريب مناطق كردنشين؛ قصد داشته‌اند كه موجوديت ملت ديرزي و نجيب و صبور كرد را از صحنه فرهنگ و سياست و اقتصاد عراق پاك كنند.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 15:58 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

خاندان بارزانی


 

مشايخ بارزانِی

بر اساس نوشته مؤلف كتاب (الاكراد في بهدينان) رشته نسبي خاندان مشايخ بارزانی به امرای بادينان منتهی می گردد و شجره خانوادگی ايشان را چنين ثبت نموده است:

ملا مصطفی بن شيخ محمد بن شيخ عبدالسلام بن ملا عبدالله بن ملا محمد بن عبدالرحمن بن ملا تاج‌الدين بن عبدالسلام بن سعيد بن شيخ محمد بن شيخ احمد بن ملا احمد بن عبدالرحيم بن سعيد.

نيز مرحوم استاد عبدالرحمن شرفكندی متخلص و شهير به هژار مكريانی در بخش پايانی ترجمه كردی كتاب شرفنامه در اين باره می نويسد كه خاندان مشايخ بارزانی از اميران ناحيه آمدی منشعب گشته‌اند و مسعود نامی از اين خاندان از امور و اقتدارات دنيوی چشم می پوشيده و به ناحيه زيبار رفته و عزلت گزيده است و اولاد و احفاد وی نيز بر همين نهج به عرفان و كسب علوم دينی روي آورده‌اند. هم ازينروست كه تنی چند از اين سلسله به (ملا) و برخی از آنان به (شيخ) اشتهار پيدا كرده‌اند.

دو تن از اين خاندان به نامهاي ملا عبدالسلام و ملا عبدالرحمن از اعتبار و مقام معنوي قابل توجهي برخوردار بود‌ه‌اند. ايشان از پيروان طريقه عرفاني نقشبنديه و از خلفاي سيد طه شمزيناني بوده‌اند كه خود وي نيز از خلفاي مولانا خالد شهرزوري (قدس سره) بوده است.

شيخ محمد بارزاني پنج پسر داشته است به نامهاي: شيخ عبدالسلام (دوم)؛‌ شيخ احمد؛ شيخ محمد صديق؛ شيخ بابو و ملا مصطفي بارزاني.

از ميان مشايخ خاندان بارزاني تني چند از اقتدار و اشتهار ويژه‌اي برخوردار بوده‌اند؛ اينان عبارتند از:

شيخ عبدالسلام (اول) بارزاني

شيخ عبدالسلام (دوم) بارزاني

شيخ احمد بارزاني

ملا مصطفي بارزاني

 

شيخ عبدالسلام (دوم) بارزانی

شيخ عبدالسلام (دوم) پسر شيخ محمد بارزاني؛ در خلال سالهاي 1907 تا 1914 ميلادي در منطقه بارزان عليه دولت عثماني سر به شورش برداشت و در منازعات اجتماعي و سياسي عصر خويش مشاركت داشت و بارها در كنار مردان سلحشور ايل بارزان در مقابل سپاه عثماني ايستاد و با آنها جنگيد. سرانجام به قواي اسماعيل آقا سمكو در كردستان ايران پيوست و در نهايت بسال 1914 ميلادي با خدعه و نيرنگ توسط تركهاي عثماني دستگير شد و در شهر موصل به دار اعدام آويخته شد و به جوار رحمت حق شتافت.

 

شيخ احمد بارزانی

شيخ احمد پسر شيخ محمد و برادر بزرگتر ملا مصطفي؛ پس از اعدام شدن برادرش شيخ عبدالسلام؛ در راه احقاق حقوق حقه عشيره و قومش علم مبارزه با خليفه عثماني را برافراشته است و  اين زمان مطابق بوده است با جنگ بين الملل اول.

از بررسي زندگينامه و تاريخچه مبارزات شيخ احمد بارزاني چنين بر مي آيد كه وي به طور مشخص از سال 1919 ميلادي به بعد و در جريان ادامه مبارزاتش در بخش كردنشين امپراطوري عثماني به اشتهار رسيده است. مؤلف تاريخ مشاهير كرد در مورد وي مي نويسد:

«شيخ احمد در ميان بارزانيان از اعتبار و احترام فوق العاده‌اي برخوردار بود و مردم وي را ـ چون پدرانش ـ ناجي خود مي دانستند و عقيده داشتند كه از عالم بالا و ناپيدا به وي الهام مي شود. اعتبار ديني شيخ احمد موجب شد كه قدرت او روز به روز بيشتر شود؛ بويژه چون مردم را عليه استعمار انگليس به وحدت مي خواند و با شجاعت سخن از بيرون راندن بيگانگان مي گفت؛ جوانان از جان و دل مطيع فرمانش شده بودند».

مبارزات شيخ احمد بارزاني در راه احقاق حقوق قومي و ملي كرد در فاصله سالهاي 1927 تا  1932 ميلادي به تدريج اوج مي گيرد و در اين فاصله زماني بارها ناحيه بارزان مورد هجوم نظاميان عراقي قرار مي گيرد و نبردهاي سختي بين پيشمرگان كرد شورشي و دولت مركزي عراق رخ مي دهد.

سرانجام در فوريه سال 1933 شيخ احمد در واپسين جنگ خويش با قواي دولتي توان ادامه مبارزه مسلحانه را از دست مي دهد و همراه با قريب به چهار صد رزمنده كرد از طريق حدود شمالي عراق به تركيه پناه مي برد. وي را به قسطنطنيه و ادرين مي برند؛ اما در همان سال دولت تركيه همه پناهجويان كرد را دست بسته تحويل دولت عراق مي دهد. شيخ احمد و همراهانش در شهر حله زنداني مي گردند و پس از مدتي به سليمانيه فرستاده مي شوند. شيخ احمد از سال 1946 ميلادي به بعد در صحنه مبارزات كردان عراقي حضور مؤثري نداشته است.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 15:56 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

بارزانی و فدرالی بودن عراق

بارزانی فدرالی بودن عراق را جز با تقسیم جغرافیایی و تاریخی غیر قابل بحث دانست
[17:29 , 20 Jun 2005]

:PNA مسعود بارزانی رئیس ایالت فدرال کردستان نقش کردها را در تدوین قانون اساسی با اهمیت قلمداد کرد و اشاره کرد که قانون اساسی باید بر اساس توافق باشد و قانون اداره مؤقت منبع خوبی برای این مهم است.
رئیس ایالت فدرال کردستان در کنفرانس مطبوعاتی که در مرکز اطلاع رسانی برگزار شده بود، درباره نوع فدرالی عراق گفت: گونه فدرالی در عراق مشخص شده و همانگونه خواهد بود که در قانون اداره موقت آمده است و فدرالی بودن عراق جز با تقسیم جغرافیایی وتاریخی ممکن نخواهد بود.

بارزانی در باره گفتگو با اعراب سنی اشاره کرد، از آنها خواستیم که اشتباه شرکت نکردن در انتخابات را تکرار نکنند.
وی افزود: فدرالی بودن عراق بمعنای تجزیه کشور نیست و کسانی که اختیارات ایالت فدرال کردستان را به معنای تجزیه عراق می دانند ، اشتباه می کنند.ایشان مسائل دفاع ، سیاست خارجی و امور اقتصادی را در حوزه حکومت فدرال دانست و بقیه مسائل را از اختیارات ایالت فدرال کردستان عنوان کرد.
رئیس فدرال کردستان در پاسخ به یکی از روزنامه ها که نیروهای پیشمرگ را میلیشیا خطاب کرده بود، گفت: نیروهای پیشمرگ نیرویی سازمان دهی شده هستند که در طول تاریخ علیه دیکتاتوری مبارزه کردند و تنها فرقی که امروز با گذشته دارد، این است که آنها دیگر علیه دیکتاتوری مبارزه نمی کنند بلکه به دفاع از دمکراسی می پردازند.
مسعود بارزانی در زمینه گزارش منتشر شده از طرف روزنامه واشنگتن پست اضافه کرد: این گزارش به هیچ وجه صحت ندارد . عده ای از افراد دستگیر شده بنا به درخواست نیروهای ائتلاف به هولیر منتقل شده و پس از درخواست آنها دوباره به کرکوک باز گردانده شده اند و نیروهای پیشمرگ و امنیتی کردستان کسی را از کرکوک نربوده اند ومسایل مطرح شده هیچ اساسی ندارد.
نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 15:15 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

بارزانی: تشکیل کشور مستقل کردستان امری دست نیافتنی نیست

بارزانی: تشکیل کشور مستقل کردستان امری دست نیافتنی نیست. و رفراندم پیش رو نیز سرنوشت کرکوک را مشخص خواهد کرد.
[08:33 , 09 Jun 2005]

PNA: مسعود بارزانی رهبر اقلیم کردستان، در گفتگویی با روزنامه عربی " الحیات" ضمن اعلام مطالب فوق، به تشریح ضرورت مشارکت اعراب سنی در پروسه سیاسی عراق پرداخت. وی گفت: "گفتگوهایمان با نمایندگان اعراب سنی مداوم و تقریبا هر روزه است. و در دو کنفرانسی که چندین ماه قبل در کردستان برگزار شد، ضرورت شرکت در انتخابات عواقب منفی عدم مشارکتشان را به آنان گوشزد کردم. ولی متاسفانه برادران سنی به این درخواست ما ترتیب اثر ندادند و دچار ضرر شدند. اعراب سنی همچون دیگران باید نقشی موثر در پروسه سیاسی عراق ایفا کنند و نباید طرد شوند.
در مورد قانون اساسی آینده عراق که اکنون پیش نویس آن در پارلمان این کشور مورد بررسی قرار می گیرد، بارزانی تاکید کرد که این قانون باید بر اساس قانون موقت اداره عراق، تدوین شود. و اطراف سیاسی باید برای تعمیق، گسترش و تکمیل این قانون تلاش کنند، نه بر خلاف آن. اقای بارزانی تردید نگرانی عده ای از اعراب را در مورد قانون فدرالی و یا تلاش برای استقرار کردستان غیر واقعی و وهم آمیز توصیف کرد، و در همان حال بر ضرورت حل مشکل کرکوک در چهارچوب ماده 58 قانون موق اداره عراق تاکید کرد. وی گفت: " شبیه سازی موضوع کرکوک با بغداد_ در مورد تنوع اقوام_ آنچنانکه برخی طرح می کنند، کار درستی نیست و دور از واقعیت است. کرکوک همچون هولیر، سلیمانیه و دهوک منطقه ای عراقی اما با هویت کامل کردستانی خواهد بود، و پس از عادی کردن اوضاع در این استان و انجام همه پرسی، ما نتایج همه پرسی را قبول خواهیم کرد، چه به نفعمان باشد چه به ضررمان.
بارزانی استقلال کردستان و تشکیل دولت مستقل کردستان را امری محال ندانست و افزود که اکنون قادریم استقلال کردستان را اعلام کنیم، اما چنین کاری را انجام نخواهیم داد. چون معتقدیم مصالح عراق و کردستان به هم ربط دارند و وحدت این دو امری مفید و مشکل گشا است. در مورد نقطه نظرات مردم کردستان نسبت به تدوین قانون اساسی دائم، بارزانی امر مهم را چگونگی رابطه دولت فدرال اقلیم و دولت فدرال بغداد، خواند و افزود: امور مربوط به سیاست خارجی، سیاستهای اقتصادی و دفاع از مرزها در حوزه صلاحیت حکومت فدرال و باقی مسائل در قلمرو صلاحیت حکومت اقلیم کردستان است."
بارزانی در جواب سوالی در مورد اوضاع غرب کردستان، و حوادث قامیشلو گفت: " کرد در هر نقطه جهان زندگی کند، هم نژاد و همخون ماست. و ما از حقوق آنان پشتیبانی می کنیم. اما در این موضوع و در اوضاع داخلی کشورهای دیگر هیچ دخالتی نخواهیم کرد. همچنین دولت سوریه را دوست خود قلمداد کرده و از آنان می خواهیم مسائل سیاسی و قومی را از طریق گفتگو و دیالوگ حل کنند. و نباید اجازه دهند چنین بحرانهایی ریشه دار شوند. "

در مورد فلسطین بارزانی اشاره کرد: روابطی دوستانه، تاریخی و عمیق با فلسطینی ها داریم. و فشار بر فلسطینی های ساکن عراق را امری ناپسند تلقی می کنیم. در مورد اسرائیل نیز باید گفت که هیچ نشانی از حضور اسرائیلیان در کردستان وجود ندارد اما ایجاد رابطه بین کردها و اسرائیلی ها گناه به شمار نمی رود. اسرائیل با بیشتر کشورهای عربی روابط دیپلماتیک دارد و هر گاه در بغداد سفارت اسرائیل گشوده شود اجازه خواهد یافت کنسولگری خود را در هولیر نیز افتتاح کند.
نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 15:11 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

زنان کردستان

 


 

 
 

   نویسنده کارین لویکفلد
زنان مناطق کردنشین ( ایران ، عراق و ترکیه) نزدیک به یک قرن است که روزانه فشار جنگ ها، سرکوب ها، رانده شدن ها و مناسبات عقب مانده سنتی پدر سالار را بر دوش میکشند. مضاف بر اینکه روابط و مناسبات اجتماعی تحت تاثیر فرهنگ سنتی و عقب مانده اسلامی هم این فشار ها را دو چندان نموده است. البته نباید فراموش نمود که در برخی از موارد در بسیاری از عشیره ها زنان بعد از فوت همسران مسئولیت عشیره را بعهده داشته اند. زنان سالمند بخصوص از جایگاه خاصی در میان خانواده برخوردارند. اما زنان در این مناطق تا قبل از برقراری جمهوری مهاباد از هیچگونه آموزش تحصیلی بر خور دار نبودند. تنها خانواده های ثروتمند و خوانین قادر بودند فرزندان ذکور خود را برای تحصیل به مراکز شبانه روزی آموزشی شهرهای بزرگ راهی نمایند. اما دختران حتی در چنین خانواده هائی هم همواره از این مزایا بی بهره بودند زیرا که خانه داری و فرش بافی و آموزش صنایع دستی سنتی و و بچه داری کاری در خور دختران شمرده می شد و هنگام ازدواج از وزنی بالا به نفع ازدواج بهتر برخوردار بود. تولد اولین فرزند و جنسیت آن نقش اساسی را در زندگی زناشوئی دختران جوان بازی مینمود. چرا که تولد فرزند ذکوراز ارزش خاصی برخوردار بود. سالها بعد و بعد از تغییرات سیاسی و اجتماعی در ترکیه و ایران و عراق به طور طبیعی شرایط زندگی زنان مناطق کردنشین هم تغییر نمود. در بخش های کرد نشین ایران و عراق مراکز آموزشی دولتی به جهت تحصیل دایر گردید و در خانواده های مرفه دختران هم چون پسران در این دو منطقه از آموزش های تحصیلی بر خوردار گردیدند. دولت مرکزی عراق با وجود فشار های اجتماعی و ستم های مختلف بر مردم کرد اما استفاده از زبان مادری را در مراکز آموزشی این منطقه آزاد نمود. در بخش کرد نشین ترکیه به لحاظ وجود کوه های بلند و قرار گرفتن روستا ها در میان این کوه ها و دوری به شهر ها و عدم رفت و آمد به شهرها و بالاخره زندگی در میان خانواده بزرگ سنتی مرد سالار با خود موقعیت خاصی را برای زنان به همراه داشت که هنوز هم تا به امروز ادامه دارد. در این منطقه ازدواج دختران کم سن و سال با مردانی که برخا از فاصله سنی سه برابر بر خوردارند مسئله ایست عادی و در حقیقت پدر خانواده تصمیم می گیرد که چه کسی از توانائی مالی بهتری بر خوردار است و برای ازدواج با دخترش مناسب تر می باشد . در واقع دختران جوان با شیر بها و مهریه هر چه بیشتر معامله می شوند و با تکیه بر احکام اسلام امر طلاق در این منطقه تنها در قدرت و اختیار مردان قرار دارد و زنان از هیچگونه حقی برای اعتراض برخوردار نیستند. مردان موظف به پرداخت نفقه بوده و در صورت عدم پرداخت نفقه از سوی همسر، از آنجا که زنان عمدتا با خانواده همسرزندگی می کنند مجبور به سکوت می شوند. مخالفت دختران با سنت های خانوادگی اغلب به از دست دادن جان این دختران ختم گردیده است . سرگذشت ها و داستانهای کوتاه نویسنده توانا و بزرگ کرد یاشار کمال نمونه بسیار واقعی از زندگی در روستا های کردستان ترکیه را به تصویر در آورده است. از سوی دیگر در سالهای اخیر در مناطق مختلف کردنشین وجود شرایط نابرابر ناشی از این مناسبات عقب افتاده سنتی باعث گردیده است تا زنان بسیاری بر علیه این مناسبات شورش نمایند. بطور مثال در جنوب کردستان ترکیه زنان بسیاری در قتل های ناموسی با جرم لکه دار کردن ناموس خانواده بقتل رسیده اند. مسئله ای که در احکام جزائی اسلامی و قانون قصاص اسلامی امری عادی و طبیعی است . طبق این احکام پدر میتواند از ناموس خود دفاع نماید و لکه ننگ را از دامان مرد مسلمان بزداید. در برخی مواقع قاتلان هیچگونه پیوند خونی و یا سببی و نسبی با مقتولین نداشته و تنها زنان به اتهام ترویج بی بندو باری در عشیره در خفا به مرگی وحشتناک محکوم گشته اند. این امر دیگر پوشیده نیست که هر جا زنان در مقابل سنت و مناسبات در هم رفته عشیره ای ایستادگی نموده اند به مرگ محکوم گشته اند. بسیاری از سازمانهای زنان کرد تلاش نموده اند برای جلو گیری از این گونه فجایع و برای آگاهی مردم این مناطق اقدامات افشاگرانه و آگاهی دهنده انجام دهنداما متاسفانه تاثیرات چندانی نداشته است. توماس بوئیس کشیش معروف فرانسوی سالهای سال در میان کردهای سه منطقه ایران و ترکیه و عراق در رفت آمد بوده و در تحقیقاتی وسیعی که در باره وضعیت زنان این مناطق نموده است به نتایج بسیار جالبی دست یافته است. او می نویسد: تمامی داستانها و اشعار مدون تا کنونی کرد زبان نشانه و بیانگر، روحی متفاوت از ملت های دیگر جهان دارد. دردها و شادی ها و شورش ها و ظلم ها و بالاخره تمامی حالات و روحیات چندین صد ساله زنان کرد را میتوان از لابلای اشعار و قصه های عامیانه و مثل های روزمره بیرون کشید. آنچه که برای این محقق بسیار حیرت انگیز است روحیه زنان کرد با وجود تمامی ستمی است که در خانواده و اجتماع به آنان روا میشود در همدردی و همدوشی با مردان خانواده در مقابله و ستیز با دشمنان( بطور مشخص مبارزات زنان و دختران پیشمرگه کرد در تمامی مناطق کرد نشین که بررسی آن در جای دیگر خواهد شد). وی برای مثال چندین داستان نوشته شده توسط نویسندگان کرد را مبنای تحقیقاتش قرار داده و نشان میدهد که دختران جوان کرد با تمامی محدودیت های خانوادگی چگونه در مقابل دشمنان ایستادگی نموده اند. او همچنین در تحقیقاتش به این نتیجه رسیده است که چند همسری در میان مردان قشر متوسط و پائین اجتماع کرد چون سایر مناطق مسلمان نشین رایج نبوده و عمدتا خان ها و روئسای قبیله از این قاعده پیروی می نمایند. او سپس اذعان مینماید که راه خلاصی زنان کرد از مناسبات دست و پا گیر سنتی و خانوادگی راهی است بسیار پر فراز و نشیب . در واقع وضعیت زنان کرد با امروز آغاز و ختم نگشته است بلکه سابقه ای چندین صد ساله را بدنبال دارد. زنان کرد ترکیه که عمدتا روستا نشین میباشند خارج از مناسبات خانواده و عشیره دارای هیچگونه هویت اجتماعی نیستند. برخا بسیاری از زنان روستاهای کردستان ترکیه و عراق هیچگاه فرصت بیرون رفتن از روستا ها و آشنا شدن با دنیای زنان شهری را نداشته اند. و هیچگاه زبانی دیگر جز زبان کردی را نیاموخته اند. در واقع حاملین و حافظین زبان کردی در درجه اول زنان کرد می باشند که سینه به سینه به فرزندان خود منتقل مینمایند. تمامی امکانات ابتدائی انسانی چون دکتر و دوا و ........ از دسترس زنان روستا های کردستان ترکیه بدور می باشد زیرا که برخا برای رفتن به نزدیک ترین بیمارستان بیش از چهار روز میبایست پیاده روی نمایند. زنان بدون همراهی مردان خانواده هرگز اجازه رفت و آمد میان دو روستا و یا بین روستا و نزدیک ترین شهر را حتی برای ملاقات با پزشک نداشته و ترجیح داده میشود تا از ماماهای محلی که اکثرا آموزش تجربی دارند و یا پزشکان زن برای معالجات مختلف کمک گرفته شود. در دهه گذشته در حالیکه نیروهای ارتش ترکیه کردها را از روستاهایشان بیرون رانده و خانه های آنان را با خاک یکسان نموده اند و خانواده ها را از هم متلاشی نموده اند و در حالیکه ارتش عراق زنان و مردان را از یکدیگر جدا نموده ومردان را به سیاه چال ها سپرده بود و یا مردان کرد پیشمرگه که در مبارزه با ارتش به قتل رسیده و یا مجبور شده بودند به خارج فرار نمایند، این تنها زنان بودند که بار تمامی این محنت ها و رنج ها و دربدری ها را به جان خریدند. بار گذران امورات خانواده و کودکان و سالمندان در این فاز زندگی و کوچ اجباری اجبارا بر دوش زنان کرد محول گشته بود. به آتش کشیدن و خرابی بیش از 3 هزار دهکده درکردستان ترکیه توسط ارتش ترکیه رنج و مکنت و فشار خارق العاده ای را بر روح و روان و جسم زنان کرد باقی گذاشت. جنگ های متوالی در عراق ضربه مستقیمش را به زندگی زنان ستم دیده کرد عراقی وارد نمود. سالهای سال قتل و کشتار کردهای ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی تمامی فشار مضاعفش بر دوش زنان کرد ایرانی بود که تا به امروز هم این ستم های ملی و اجتماعی ادامه دارد. زنان کرد قربانیان مستقیم جنگ ها و خانه بدوشی ها و ستم چندگانه ای میباشند که طی سالهای متمادی از جانب رژیم های دیکتاتور منطقه از یک سو و سیستم پدر سالار رایج در اجتماع و مناسبات سنتی حاکم بر خانواده و ایل و عشیره از سوی دیگر بر این زنان مبارز وارد آمده است.
مبارزه زنان کرد
من به عراق به مناطق کرد نشین و یا بهتر بگویم مناطقی که سازمانهای سیاسی کرد مقرشان را بر پا نموده اند سفر نمودم و در آنجا با تعداد بسیاری از زنان جوان روبرو شدم که در رفت و آمد بودند. پزشکان جوان و پرستاران و زنان پیشمرگه که با وجود خطرات بیشمار در حال معالجه کودکان و چریک های زخمی بودند. درآنجا من با وکلای زن جوانی روبرو شدم که بار ها و بارها بخاطر فعالیتشان دستگیر و زندانی شده بودند. هنرمندان زن و آهنگسازان زن و خبرنگاران زن که بخاطر نوشتن مقالات مختلف بارها دستگیر و شکنجه شده بودند. کار و مبارزه مشخصه اصلی زنان سیاسی در این مناطق بود. آنچه برای من غیر قابل فهم بود اینکه در تمامی ملاقات ها و مصاحبه ها تنها مردان سیاسی کرد طرف صحبت بودند ویکی از سئوالاتی که من همیشه مطرح می نمودم این بود که چرا زنان سیاسی طرف صحبت نیستند و همیشه تلاش میشد به نحوی از این سئوال گذشته شود. در سلیمانیه با بسیاری زنان جوان پزشک آشنا شدم که اعضای اتحادیه مستقل زنان کردستان بودند. زنانی که عمدتا در شهرها بزرگ شده و در اینجا تلاش داشتند زنان روستائی را بسیج نمایند. من در کنفرانسی شرکت نمودم که حدود 300 زن شرکت نموده بودند و در باره " کشتار زنان" و " زن کشی" سخنرانی می کردند. آمار و ارقام جالبی از قتل های ناموسی داده میشد. من در این مسافرت ها به مناطق مختلف کردستان با بسیاری از زنان پیشمرگه آشنا شدم با پیشمرگان سازمان زنان پ او ک و ک د پ (حزب دمکرات کردستان) و ک پ (کومله ایران) و زنان سازمان پ ک ک وبسیاری دیگر از زنان چریک که به سازمانهای زنان متفاوت وابستگی داشتند و همگی دوش به دوش مردان در تلاش و رفت و آمد بودند. من میدیدم که چگونه دختران کرد درمقابل رژیم های دیکتاتورمنطقه وهمزمان در مقابل پدر سالاری موجود و فرهنگ سنتی دست و پا گیر و عقب افتاده مبارزه مینمایند. آنها همگی از یک ضرب المثل کردی برایم مثال می آوردند که هیچ کبوتری با بال شکسته نمی تواند پرواز کند و هیچ انقلاب و تغییر و تحولی بدون حضور زنان امکان پذیر نخواهد بود.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 14:27 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

شصتمین سالروز ورود جنرال مصطفا بارزانی به حریم جمهوری کردستان در مهاباد

 

روز دوم ماه مارس 1946 روز آمدن نیروهای پیشمرگه بارزانی به رهبری زنده یاد ملا مصطفا بارزانی به بخش آزاد و خودمختار کردستان ایران است. روزیست که جمهوری نو پای کردستان در بخش غیراشغالی کردستان ایران، به رهبری پیشوا قاضی محمد، پشتیبانان نستوه خود، یعنی کردهای جنوب کردستان را پذیرا شد و مورد استقبال قرار داد. ما این روزرا گرامی می داریم و ازآن درس می گیریم که ملت کرد درهر برهه ای از زمان و درهر بخش از کردستان نیاز بوجود نیروئی برای کمک و حمایت باشد، مبارزانش به آن بخش بشتابند، اگر این چنین شتافتنی در بد ترین شرایط و در موقعیتی آنچنانی بود، یعنی در زور آزمائی ابرقدرتها و طلیعه جنگ سرد، انجام می پذیرفت.
در طول زندگی توأم با مبارزات خستگی ناپذیر خلق کرد، روزها و ماه ها و سال های معین و فراموش نشدنی وجود دارند، که برای کردها در سراسر کردستان، می توان از آنها به عنوان روز، ماه و یا سال مهم و تاریخ ساز، نام برد. آنگونه که باستان شناسان و تاریخ دانان می گویند، مادها پیشینیان ما کردها و برخی دیگر ازخلقهای منطقه، مانند آذری ها بوده اند. بهمین دلیل مثلا بنیان گزاری نخستین امپراتوری ماد در سال 701 پیش از میلاد که حدود یک قرن و نیم برسرزمین ایران آن روزی که پایتختش هگمتانه یا همدان نام دادند و حکمرانی کردند، برای ما یک روز تاریخی است و یا سال 612 قبل از میلاد یعنی در بهاریکه نینوا پایتخت آشور توسط مادها به رهبری کیاکسار تسخیر شد، آغاز تاریخ ما کردها و به نام عید نوروز و جشن ملی در تقویم ثبت گردیده است. البته روزها و سالهای تاریخی و به یاد ماندنی دیگری از مقاومت پدران ما، از پیروزی و شکست آنها داریم، که هر گز فراموش شدنی نیستند، مانند مقاومت و پایداری کردوخها (کردها) در برا بر لشگریان اجیرشده بازگشتی یونانیان در سال 401 پیش از میلاد، پیروزی سلطان صلاح الدین ایوبی در جنگهای صلیبی در سال 1169 و بنیانگزاری سلسله ایوبی در سال 1173 به رهبری یک کرد و حاکمیت او برجهان اسلام و نیز شکست شاه اسماعیل صفوی در سال 1514 میلادی از سلطان سلیم اول و در نتیجه تقسیم کردستان بین دو امپراتوری عثمانی و ایران و نهایتا بعداز 20 جنگ خونین آنهم در سر زمین های کردستان در طول 125 سال و عاقبت امضاء قرار داد صلح ذهاب در شهر تاریخی قصر شیرین در سال 1639 میلادی و تعیین خط دائم مرزی در میان خاک کردستان. اینها وقایع مهمی در تاریخ کرد بوده اند که هرگز نه پیروزیش و نه شکستش از یاد ما کردها نمی روند. از فردای قرارداد ذهاب به این طرف برای ما روشن شده است که با دشمنان قدرت طلبی سر وکار داریم که بهیچوجه نمی خواهند کردها به حق و حقوق خود دست یابند. بهمین دلیل به عناوین مختلف رهبران جنبشهای کردها را به جان هم می انداختند و گاه با کمک برخی از خود کردها، آنان را سر کوب میکرده اند. نمونه های فراوان دگری درطول تاریخ حداقل دویست سال گذشته داشته و داریم. اما کردها همیشه در برابر دشمنان داخلی مدارا نموده اند و در مقابل دشمنان خارجی مقاومت نشان داده و هنوز هم کوتاه نیامده و تا پیروزی نهائی نیز کوتاه نخواهد آمد.
تاریخ های بس مهم در این دو قرن اخیر که امسال (2006) نیز دویستمین سال اولین مقاومت کردها در برابر عثمانیها، یعنی سال 1806 میلادی به رهبری یک رئیس قبیله به نام عبدالرحمن پاشا در سلیمانیه، به شیوه مدرن تری از جنبش پیشین بود، می باشد. به دنبال شکست این اولین شورش، جنبشها و مقاومتها بر علیه ظلم و زور از همه جای کردستان، سر بر آوردند که آغاز هر کدام برای ما تاریخی مهم و ثبت شده است. از جمله سال 1830 میلادی جنبش میری کور یا میر محمد رواندوزی. او اولین رهبر کردی بود که کارگاه ریخته گری اسلحه توپ را در کردستان ایجاد نمود و حدود دویست لوله توپ ساخت، سال 1843 میلادی با جنبش امیر بدرخان بوتانی 22 ساله آغاز میشود که پیشنهاد اتحاد به سران کرد را برای مقابله نظامی باسلطان عثمانی داد اما موفق نشد، سال 1880 میلادی جنبش شیخ عبیدالله شمس دینان (نهری) بود که 220 رئیس عشایر و قبایل را علیه ایران و عثمانی بسیج نمود و برای کردستان مستقل رزمید، در سال 1908 میلادی مقاومت شیخ عبدالسلام دوم و عاقبت اعدام او توسط عثمانی ها بود، سال 1914 مقاومت اسماعیل آقاسمکو و مدعی استقلال کردستان ایران شد، سال 1919 میلادی آغاز جنبش کردستان جنوبی توسط شیخ محمود برزنجه ای واعلام استقلال کردستان جنوبی اززیر سلطه بیگانگان نمود، سال 1925 جنبش شیخ سعید پیران، علیه ظلم و زور ترکها و دخالت فرانسوی ها در منطقه بود، ماه اوت 1927 تأسیس خویبون اولین سازمان فراگیر وجنبش احسان نوری پاشا بود، سال 1933 آغاز جنبش بارزانی به رهبری شیخ احمد و ملا مصطفای زنده یاد بود که بیش از چهل سال تمام ادامه داشت، سال 1936 جنبش سید رضا درسیمی، سال 1941 تأسیس سازمان هیوا در کردستان عراق، 16 اوت 1942 تأسیس سازمان نیمه مخفی کومله در کردستان ایران، 16 اوت 1945 تأسیس حزب دمکرات کردستان ایران بود، 22 ژانویه 1946 بنیانگزاری جمهوری کردستان و همان گونه که در آغاز اشاره شد، ورود نیروهای بارزانی به رهبری زنده یاد ملا مصطفا بارزانی در دوم مارس 1946 به حریم آزادجمهوری کردستان در مهاباد بود. این ها تاریخهای فراموش ناشدنی اند که در قلب و مغز همه ما کردها مانده و خواهند ماند.

شاید کنجکاوان بپرسند که چرا ما از این آخرین وقایع بیش از سایر یاد می کنیم؟ برای پاسخ باید گفت: که در تاریخ نوین کردستان و بویژه در دویست سال اخیر واقعه جمهوری کردستان در مهاباد اولین گام سیاسی، به شیوه مدرن و امروزی بود که تحت رهبری یک حزب سیاسی و یکی از شخصیت های مدبر و استثنائی در تاریخ خاور میانه، برای حل مسئله بنیادین خلق کرد در سرا سر کردستان، برداشته شده بود. جمهوری کردستان و رهبر آن زنده یادقاضی محمد که ازنوادگان حاجی محمد اهل گنجه و آنی از کردان سلسله شدادی یا قبایل روادی و دوین از شهرهای ارمنستان (؟) و شیخ المشایخ بود، مورد تأیید اکثر سران مهم کرد در سراسر کردستان قرار گرفته بود. بهمین دلیل هنگامی که قهرمانان بارزان و سلیمانیه از بمبارانهای بی رحمانه هوائی نیروهای تجاوزگر و سرکوبگر انگلیس شکست خوردند، در دوم مارس 1946 همراه دوازده هزار نفر از خانواده های خود بخاک کردستان ایران آمدند و مورد استقبال همه کردهای ایران و بویژه رهبران جمهوری کردستان قرار گرفتند. ازطرف قاضی محمد همیشه زنده، از زنده یاد ملا مصطفا و همراهان رزمنده اش همانند یک رهبر عالقدر و قهرمان بگرمی استقبال شد. همان گونه که می دانیم زنده یاد ملا مصطفا تمام توان و نیروهای مسلح و سه هزار نفر از رزمندگان خود را برای تقویت و پشتیبانی جمهوری کردستان در اختیار پیشوا قاضی محمد قرار داد و خود به عنوان جنرال، یکی از چهار فرمانده ارتش جمهوری شد. در واقع جنرال بارزانی با تأیید همه فرماندهان چهار سپاه کرد، عملا فرمانده کل قوا و پایه اصلی نیروی های نظامی و محافظ جمهوری کردستان بود.
فراز و نشیبی که کردهای عراق بطور کلی و نیروهای ایل بارزان به رهبری جنرال بارزانی بطور اخص در روند مبارزات دهها ساله خلق کرد طی کرده اند، نمی توان با چند گفتار یا حتا کتابی کاملا توضیح داد. این بخش بسیار مهمی از تاریخ نوین جنبشهای کرد درقرن بیستم است و نیاز به یک بررسی همه جانبه دارد. دراینجا قصد ندارم که بگویم، جنبش و مقاومت بارزانیها بدون هیچ گونه اشتباه یا خللی به پیش رفته است. نه اصلا این طور نیست، بلکه بدون شک جنبش بارزانی و رهبران بلا منازع آن، زنده یادان شیخ احمد و ملا مصطفا بارزانی، همانند همه ی رهبران جنبشهای پیش و پس از دوران آنها، مرتکب اشتباهاتی، استراتژیکی، نظامی و سیاسی شده اند و اغلب این اشتباهات در روند مبارزه هر سازمان و یا گروه سیاسی و نظامی امری طبیقی بوده و هست و به ندرت می توان جلو آنها را گرفت. اما با این توصیف هنگامی که ماجنبشهای خلق کرد و اوضاع جغرافیائی وجوی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و آگاهی رهبران آنها را با زمان خود آنان با هم مقایسه کرده و بسنجیم. بدون تردید با تأمل بیشتر قضاوت خواهیم کرد و آنگاه به عظمت و جان فشانی این مبارزان در راه خدمت به ملت خویش، بیشتر پی خواهیم برد. اگر چه جنرال بارزانی، به قضاوت دوست و دشمن یکی از مبارز ترین و از نظر تاکتیکی نظامی آینده نگرترین و آگاه ترین رهبر و فرمانده بود و سر برای هیچ کسی خم نمی کرد، اما بخاطر احترام به پیشوا قاضی محمد، خود او و سه هزار پیشمرگه کرد تحت فرمانش تابع مطلق جمهوری کردستان بودند. چه بسا اگر پیشوا قاضی محمد به مصلحت اندیشی و رهنمود های نظامی جنرال بارزان بیشتر توجه می کردند، سرنوشت جمهوری کردستان در مهاباد به شیوه دیگری رقم می خورد و نسل بعد، بهتر می توانست از وجود شخصیت نامداری، همانند قاضی محمد، بسود خلق کرد استفاده نماید.

اینک لازم می دانم برای شناساندن درست جنرال بارزانی و قبیله بارزانی ها به نسل جوان کرد در سراسر کردستان و به همه کردها با هرعقیده و ایدئولوژی که از آن پیروی می کنند، به دو نکته بسیار مهم و قابل اعتماد استناد نمایم؛ یکی به اشعاری که زنده یاد صدر قاضی نماینده مردم کرد در مجلس شورای ملی آن زمان درایران و نکته دگر به گفتار برادر بزرگوار ایشان، پیشوا قاضی محمد، اولین رهبر حزب دمکرات کردستان ایران و رئیس جمهوری کردستان درمهاباد، در دادگاه نظامی رژیم شاه. زنده یاد صدر قاضی، هنگام ورود بارزانیها به کردستان ایران، به عنوان خیر مقدم به آنها، از صمیم قلب و با شوق و شادی اشعاری را سرود که عاقبت کار پس از شکست جمهوری کردستان سند "جرمی" شد که برمبنای آن اورا محاکمه نموده و محکوم به اعدام کردند. یعنی آن سروده به قیمت جانش تمام شد. گل چینی از آن به زبان کردی بصورت زیر اند: (+)
یا خوا به خیر بیی هه لوی به رزه فری بارزانه که م ره مزی پیروزی گه ل و نیشتمانه که م
بارزانی دوژمن شکینی، شیری ژیانه که م پیت له سه ر چاو و قه زات له مال و گیانه که م
بی تو گه ل و نیشتمانم بی خیو دیله ژیرچه پوکی دوژمن و زه رد و مات و زه لیله
دلی دوژمن له ترسی هه لمه تت دیته له رزه نیه دوژمن به ره نگارت له م کوره ی ئه رزه
به تو ناسرا گه ل و نیشتمانی کورده واری ئه توی به رز و باریز، له هه ر لایه دیاری
بی تویه که دوژمن به سه ر نیشتمان زاله بی تو گه ل وه ک مه لی زامار و بی په ر و باله
لای دوژمن باریزو به ناوبانگی به ناوان به بیستن دوژمن چرکه میزه ده گری له تاوان
به بارزانم ده نازم، ئه قده سی رووی زمینه بیشه ی شیرو ئاوه که ی مایه ی ژینه
هه ر تو بو نیشتمان غه مخور و پرمشوری فه راموشت نه کرد له کاتی غوربه ت و دووری
گه لم بی تو هه تیو و په ریشان و وه ره ز بوو مه لی بی په ر و بال و گرفتاری قه فه س بوو
به تو گه شاوه روخساری پر چرچ و چرووکم به تو رزگار و ژیاوه گه لی مه هتووک و سووکم
کوردم و له و خاکه بوومه به و ئاوه ژیاوم بو ئازادی گه ل و رزگاری نیشتمانم نه ماوم
نه به رووت و قوتی و پیخواس و بی کراسی له مالی خومان دوژمن به سه ربارم ده ناسی
مه قده می خیرت لای برد، غه می زورم له سه ر شان به تو ساریژ بوو، ته نی پر زارم و حالی په ریشان
زامی ده ردی کوردانم پرژان و له میژه ده رمانی ده ردی موزمین دوور و دریژه
سه روه ر موسته فا یه بو مه حه مه د پیشتوان و برایه
فه خری گه ل مسته فا و بارزان، مایه ی شانازی فیداته گیان و سه ر و مالی، سه دری قازی
ئه وه ی بارزان وا نه ناسی بی هوش و بی زمانه که ر و گیژو ویژو حه یوان و نه زانه
در دادگاه چند ساعته پیشوا قاضی محمد، دادستان دستور داشت نظر او را در باره ملا مصطفا بارزانی جویا شود. گرچه به قول همان سرهنگ، پرسشها هیچ ربطی به دادگاه قاضی ها نداشت، اما گویا به این سرهنگ عطائی امر شده بود در آخرین دقایق زندگی پر افتخار قاضی محمد نکاتی منفی را از دهان او در باره عقاب بلند پرواز کردستان بیرون بیاورد. بهمین دلیل با سماجت خاصی قاضی را سئوال پیچ می نمود. نگاهی گذرا به توصیف پیشوا قاضی محمد در پاسخ به این دادستان، مارا با حقایقی آشنا می سازد که پنجاه نه سال دربایگانی ها، مخفی نگهداشته شده بودند. هنگامیکه سرهنگ عطائی دادستان دادگاه رژیم شاه از قاضی می خواهد درباره خصوصیات ملا مصطفی باررزانی صحبت کند، و عقیده خودش را درباره او بیان کند، قاضی محمد میگوید: "از ملا مطفی بارزانی بگذرید. چون تو خودت گفتی ملا مصطفی بیابانی است و خارج از برنامه دادگاه است. ولی سرهنگ مجدداٌ و با اصرار از او خواست. قاضی محمد گفت اگر بطور کامل بحث درباره خصوصیات ملا مصطفی بکنم، شاید بگویی که از ایشان طرف داری می کنم و حس کردانه مرا فرا گرفته. سرهنگ عطایی قسم خورد که من به راستگویی شما شک ندارم و هرچه می گویی مطمئن هستم از ته قلب آن را بیان می کنی. این بار قاضی محمدگفت: من نمی توانم همه خصوصیات بارزانی را برای شما بگویم و شما هرگز نمی توانید بارزانی را بطور کامل بشناسید، اگر من هم بگویم هرگز آن را پسند نمی کنید که دشمنتان را با این همه خصوصیات عالی بشناسید و در ردیف دشمنی شما باشد. دادستان به او گفت به اندازه طاقت خودت، ملا مصطفی بارزانی را به ما بشناسان. قاضی دوباره پا فشاری کرد که از این بحث بگذرند و گفت نه من و نه کسی دیگر نمی توانیم بارزانی را بشناسیم. ولی دادستان دوباره از او خواست تا از بارزانی صحبت کند. قاضی گفت خیلی خوب ولی تنها در چند جمله می توانم بگویم، ملا مصطفی بارزانی، آنچه ازمردانگی وکرامت و شرافت و انسانیت وغیرت و شجاعت و نبرد وسخاوت و شهامت در تاریخ، مردانی بزرگ آنها را دارا بوده اند، ملا مصطفی هم آنرا دارا است، آنچه مسلمانان صدر اسلام از باور و ملیت داشته اند بارزانی هم همه آنها را داشته است چنانچه سعدی می گوید: « هر آنچه خوبان همه دارند، او به تنها دارد ». حال دوست دارید باور کنید و اگر دوست ندارید باور نکنید. هیئت داد گاه از تعریف قاضی متعجب شدند، مشخص بود قاضی این سخنان را از ته قلب می گفت و عقیده داشت و شک و گمان درآن نبود زیرا این سخنان را نه به خاطر ملا مصطفی می گفت تا او دلخوش باشد و نه به خاطر هیئت داد گاه". سرهنگ پرسید: آیا درحالی که باهم تماس داشتید، ملا مصطفی چیزی را به شما سپرد و چه نقشه ای برای آزادی شما داشت؟ در جواب قاضی گفت

تا قبل از آن که زندانی شوم ملا مصطفی خیلی اسرارکرد با او بروم و به بیگناهی خودم دلخوش نکنم. ملا مصطفی تصویر حقیقی شما عجم ها را برایم کشید و مرا حالی کرد که شما « عجم ها » چطور و چی هستید. سرهنگ عطایی پرسید بگوئید این عکس حقیقی چه بود؟ قاضی گفت: حقیقتاٌ بارزانی شماها را از همه کس بهتر شناخته است ملا مصطفی بارزانی به من گفت هیچ قومی و ملتی مانند عجم نیست، زمانی که صاحب قدر هست از او بی رحم تر و بی وجدان تر و ظالم تر نیست اما زمانی بی قدرت و زیر دست شدند کسی نمی تواند مانند عجم خود را مظلوم کند و آه و ناله و فغان سر دهد، در حال قدرتمندی هر چه از دستش بر آید انجام می دهد و در حال زبونی و زیر دستی به هر چیزی که او را نجات دهد متوسل می شود و می گوید، حال تو به این امید نباش که تو گناهی نکرده ای و عجم از تو بگذرد. سرهنگ عطائی می پرسد: آیا وقتی در زندان بودی، بارزانی هیچ نقشه ای برای آزادی شما داشت یا چیزی دیگر؟ قاضی جواب داد: بله بارزانی مرا آگاه کرد که اگر بخواهم شبی تعدادی پیشمرگه خود را می فرستد و هر طور شده مرا از زندان آزاد می کند. ملا مصطفی مقصودش این بود که من زندانی و کشته نشوم. چرا این کار را نکردید؟ خود من نخواستم. چرا؟ و به چه علت نمی خواستید از اسارت رهایی یابید؟ به چند علت نمی خواستم. این علتها چه بودند؟ قاضی گفت: بخاطر عهد و پیمانی بود که گفتم (با مردم کرد بسته بودم)، دوم بخاطر اینکه از خونریزی جلو گیری کنم و خصوصاٌ بخاطر زنده ماندن من کشت و کشتار نشود. سرهنگ عطایی پرسید: راستی نگران خود بودید یا بارزانیها و یا سر بازان ما؟ قاضی جواب داد: نه والله نه نگران خودم بودم و نه نگران سربازان شما بلکه نگران کردها و جوانان بارزانی بودم و گرنه من خود این راه را برگزیده بودم و می دانستم که کشته می شوم و این آرزوی قلبی من است. سرهنگ عطایی: آیا میتوانید بگویید که چرا اینقدر نگران بارزانیها هستید؟ قاضی محمد گفت: چون ملامصظفی و بارزانیها جای امید آینده ملت کرد هستند و من پرچم کردستان را به آنها سپرده ام و آنها هم از آن محافظت می کنند تا روزی که دردست آنهاست. امید به خدا دارم روزی فرا رسد و این پرچم بدست و بازوان پرتوان بارزانی بربالای این ساختمانی که مرا در آن محاکمه می کنید، و بر فراز بلندیهای کردستان افراشته شود. سرهنگ عطایی: راستی از شما می خواهم جواب این سؤال مرا هم بدهی شما که تا این حد ملت و خاک کردستان را دوست داری چرا و چگونه اجازه دادید که بیگانه وارد این منطقه شود و سربار ملت شود. مقصودم از بیگانه ملا مصطفی بارزانی است. قاضی: با خنده گفت مدتی است جواب این سؤال شما را داده ام تکرار آن لازم نیست. به شماها گفتم ملا مصطفی بارزانی بیگانه و غیر کرد نیست. کرد و کردستان خانه اوست و خانه همه کردهاست. ملا مصطفی مانند انسانی است که از قسمتی از خانه خود به قسمت دیگر آمده و این حق را همه انسانها دارند که در هر قسمتی از خانه خود بنشینند. این حق مسلم اوست. در آن حال، سرهنگ نیکوزاده که قبلا دادستان بود و قاضی خیلی محکم و استوار در مقابلش ایستاده بود، و مانند مار به خود می پیچید، پارچه ای را از جیبش در آورد که به رنگ قرمز و سفید و سبز بود و آرم داس و چکش بر آن کشیده شده بود، به قاضی گفت: آخرتمام حکومت و پرچم و تشکیلات تو این نیست؟!! سرهنگ بر پرچم تف کرد. آنرا زیر پای خود گذاشت و پا بر آن نهاد. قاضی گفت: اولاٌ این پرچم کردستان نیست و نخواهد بود زیرا پرچم ما داس و چکش بر آن نیست. دوماٌ این اعمال تو نشانه کم عقلی توست و بی شعوری تو را می رساند. مطمئن باش شماها دستتان به پرچم کردستان نمی رسد تا به آن بی احترامی کنید روزی فرا خواهد رسید که براین ساختمان که مرا در آن محاکمه می کنید به اهتزاز در خواهد آمد. و «ادامه داد» من پرچم کردستان را به ملامصطفی بارزانی سپرده ام و بر شانه او از این کوه به آن کوه و از این شهر به آن شهر و از این منطقه به آن منطقه ی دیگر برده می شود تا روزی بر بلندی های کردستان افراشته شود و مطمئن باشید این روز فرا خواهد رسید".(+)

این است شخصیت رادمرد و قبیله ای که در راه آزادی خویش و ملتی، همیشه در حال مبارزه بوده اند. چقدر زیباست اگر ما بکوشیم بدون دخیل دادن غرض شخصی، انسانها را آنگونه که بوده اند با تمام محسنات و معایب شان به نسل بعد بشناسانیم و قضاوت را بگذاریم برای تاریخ.

هایدلبرگ 21 فوریه 2006
دکتر گلمراد مرادی

Dr.GolmoradMorad@t-online.de

(+) قابل توجه است نقل قولها از گزارش سروان کیومرث صالح گرفته شده که در بیشتر سایتهای کردی منتشر گردیده بود. ضمنا این اسناد توسط آقای بدرالدین صالح و ترجمه هیوا و گردآوری لقمان حاجی، تنظیم و دراختیار علاقمندان قرار گرفته اند. اززحمات نامبردگان قدردانی و سپاس می شود.


قاضی محمد بر سکو و در حال سان دیدن و جنرال بارزانی در جلو

 
نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 14:20 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیست و نهم فروردین 1385

مخالفت بارزانی با انحلال نیروهای پیشمرگه

مسعود بارزانی با انحلال نیروهای شبه نظامی کردها موسوم به پیشمرگه مخالفت کرد.

به گزارش خبرگزاری مهربه نقل از خبرگزاری فرانسه، مسئولان بلندپایه کرد امروز سه شنبه ضمن مخالفت با انحلال نیروهای شبه نظامی خود موسوم به" پیشمرگه"، با تاخیر درحل مشکل کرکوک که خواهان الحاق آن به کردستان هستند، مخالفت کردند  .
برخی صاحبنظران این مشکلات را مانع از دست یابی به توافق میان فهرست "ائتلاف کردها" با فهرست "ائتلاف عراق یکپارچه" برای تشکیل دولت آینده عراق می دانند.
مسعود بارزانی رئیس حزب دموکرات کردستان عراق در این باره می گوید:" نیروهای پیشمرگه را نمی توان منحل کرد، اما می توان ماموریتهای آن را تغییر داد."

روزنامه " آلتآخی" ارگان حزب دموکراتیک کردستان به نقل از بارزانی نوشت:" نمی توان نیروهای پیشمرگه را با تصمیم هیچ حکومت، حزب یا شخصی منحل کرد و این نیروها همراه با تغییر ماموریت خود، ادامه حضور خواهند داشت."

وی افزود:" پیشمرگه درختی است که که با خون و اشک ملت آبیاری شد و به دستور هیچ حکومت، حزب یا فردی تاسیس نشده است و اگر پیشمرگه نبود، کردها نیز هم اکنون از هیچ گونه موجودیتی برخوردار نبودند."

بارزانی همچنین تاخیر در حل مشکل شهر نفت خیر کرکوک را رد کرد و گفت:" مشکل کرکوک باید براساس ماده 58 قانون اساسی موقت عراق حل شود و این را ه حل مناسبی است ؛ تاخیر در حل مسئله کرکوک و دیگر مناطق کردستان را نمی توان پذیرفت."

ماده 58 قانون اداره موقت عراق که توسط شورای حکومتی وقت عراق تدوین شد؛ بر بازگشت کردهای اخراجی به این شهر تاکید دارد.

رئیس حزب دموکرات کردستان افزود:" این قانون باید مبنای تدوین قانون اساسی دائمی عراق قرار گیرد و می تواند به صورت بهتری تدوین شود."

بارزانی تصریح کرد:" بر ساختن عراق جدیدی توافق کردیم اما افرادی که خواهان تجزیه عراق هستند در مقابل این روند قرار می گیرند؛ افراد خواهان عراق فدرالی و دموکراتیک باید که به این تجربه افتخار کرده و آن را به تمام عراق تعمیم دهند."

درهمین حال مسئولان کرد و شیعه روز گذشته اعلام کردند که اختلافات میان ائتلاف کردستان و ائتلاف عراق یکپارچه درباره دو مسئله اساسی تمرکز دارد و آن شهر کرکوک و خواست کردها برای الحاق این شهر به استان کردستان و بقای نیروهای پیشمرگه است.

بارزانی درباره گفتگوهای جاری میان دو طرف شیعیان و کردها در بغداد نیز گفت: پیشرفتهایی در این گفتگوها حاصل شده است ، برخی فکر می کنند که آنها حکومت هستند و ما مخالفان هستیم، عاقلانه است که با این شیوه به نتیجه نخواهیم رسید.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 14:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم فروردین 1385

سروک مسعود بارزانی

 

مسعود بارزانی، رهبر سياسی حزب دموکرات کردستان، درطی 40 سال نوسان جنگ و صلح در کردستان عراق همواره به عنوان چهره های عمده مطرح بوده است. او به عنوان رهبر يکی از دو گروه عمده ای که از 1991 کردستان عراق را تحت کنترل دارند، نمايانگر بسياری از ارزشهای سنتی جامعه کرد می باشد.

گروه تحت رهبری وی که بيش از 20000 جنگجو در اختيار دارد، قادر به بسيج کردن نيروهای بسيار بيشتريست. اين گروه شمال و شمال غربی عراق را در حاشيه مرز سوريه، ترکيه و ايران کنترل می کند.

اتحاد ميهنی کردستان که از ديگر گروههای اصلی کردستان عراق به شمار ميرود و توسط جلال طالبانی فرماندهی می شود، عمدتا بر نواحی اطراف مرز ايران تسلط دارد.
سالهای اول

مسعود بارزانی در رهبری مردمش، شخصی محتاط و واقعگرا به حساب می آيد. وی در سالهای اخير کتابهای زيادی درباره تاريخ سياسی کردها نوشته است و شيوه ای که برای رهبری مردمش اتخاذ کرده، شيوه ای مبتنی بر مردمسالاری تلقی می شود.

وی در 1946 در "جمهوری کرد مهاباد" در ايران متولد شد. پدر فقيدش که در جنبش ملی کردها چهره ای بسيار محبوب و محترم به حساب می آمد، فرماندهی ارتش اين جمهوری را بر عهده داشت.

در پی فروپاشی اين جمهوری مصطفی بارزانی به اتحاد جماهير شوروی گريخت. مسعود به عراق، نزد پدربزرگش، در موصل بازگشت و در همانجا به تکميل تحصيلات ابتدائيش پرداخت.

پس از سقوط سلطنت در 1958، مصطفی بارزانی نيز به عراق بازگشت و مسعود جوان به بغداد عزيمت کرد.

مسعود در سال 1961، هنگامی که به وعده اعطاء حقوق ملی به کردها جامه عمل پوشانده نشد و مصطفی بارزانی عليه دولت عراق اعلام شورش مسلحانه کرد، از ادامه تحصيلاتش دست کشيد.

فرماندهی حزب

10 سال بعد، مسعود يکی از اعضاء هيات نمايندگان کردی بود که در سال 1970 با رژيم بعث در بغداد گفتگو کردند. اين گفتگوها به توافقنامه 11 مارس انجاميد که در آن حکومت مرکزی پذيرفت تا در طی چهار سال، در قسمتهائی از کردستان عراق به کردها خود مختاری اعطاء کند.

وی مدتی بعد در همان سال به عضويت جمع رهبران حزب دموکرات کردستان درآمد و پس از مرگ پدرش در 1979 کنترل حزب را بطور تمام و کمال در اختيار گرفت.

ولی حکومت عراق همچنان يک دشمن قسم خورده باقی ماند. درسال 1979 در وين، سوء قصد ناموفقی به جان آقای بارزانی صورت گرفت که طی آن يکی از دستيارانش مجروح شد.

دوران جديد

وقوع جنگ خليج در 1991 و شورش متعاقب کردها عليه حکومت عراقی منادی فصل جديدی در زندگی آقای بارزانی بود.

متحدين غربی ناحيه کردنشين را پناهگاهی امن اعلام کردند و حکومت مرکزی تمام تشکيلات وابسته به خود را از آنجا به عقب بازگرداند. دو گروه اصلی کردها نيز قدم به جلو نهادند و خلاء ايجاد شده را پر کردند.

مسعود پس از رهبری حزبی که يک جنگ چريکی را عليه حکومت به حرکت در می آورد، بايد خود را آماده می ساخت تا به عنوان يک دولتمرد مسئوليت جمعيت غير نظامی کردستان عراق را در خارج از حيطه تسلط صدام حسين برعهده بگيرد.

هم چشمی سابقه دار

يک عامل مهم در شکل گيری زندگی سياسی بارزانی، تداوم جنگ ميان او وهمتايش جلال طالبانی است.

پس از آنکه در 1987 حزب دموکرات کردستان واتحاديه ميهنی کردستان به همراه شش گروه ديگر اقدام به تشکيل جبهه کردستان عراق کردند برای مدت کوتاهی آرامش برقرار بود.

اما پس از انتخابات منطقه ای کردستان عراق در سال 1992 مجددا تنش بين اين دو گروه رو به افزايش نهاد. هر چند هر دوی آنها برای رياست کردستان عراق کانديد شدند ولی هيچکدام رای اکثريت لازم را نياورد.

رقابت و همچشمی بين اين دو گروه در اواخر 1994 هنگامی به اوج رسيد که حزب دموکرات کردستان توسط اتحاديه ميهنی کردستان از اربيل رانده شد. اربيل مرکز استانی بود که تا اين زمان مشترکا اداره می شد.

آقای بارزانی در فواصل سالهای 1994 تا 1998، از ستاد فرماندهيش که در صلاح الدين و خارج از اربيل واقع بود، جنگ سختی را عليه اتحاديه ميهنی کردستان فرماندهی کرد.

در سال 1996 آقای بارزانی از نيروهای حکومت عراق درخواست کمک کرد و از آنها به منظور تسخير اربيل دعوت به همکاری به عمل آورد.

در مقابل آقای طالبانی از ايران درخواست کمک تدارکاتی کرد.

حاصل اين امر تقسيم کردستان عراق به دو ناحيه بود که هر کدام توسط يکی از اين گروهها اداره ميشد.

توافق صلح

پس از ديدارهای متعددی که بين رهبران حزب دموکرات کردستان واتحاديه ميهنی کردستان با پشتيبانی آمريکا صورت گرفت، هر دو رهبر در اوت 1998 در واشنگتن توافقنامه صلحی را در حضور وزير خارجه وقت آمريکا، مادلين آلبرايت، امضا کردند.

در تاريخ 4 اکتبر 2002، هنگامی که مجلس مشترک کرد مجددا شروع به تشکيل جلسه کرد، اين توافقنامه قوت بيشتری يافت و هر دو رهبر از خانوادگان قربانيان جنگ داخليشان معذرت خواستند.

منبع : بی بی سی

 

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 17:1 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم فروردین 1385

كردها، نزديك‌ترين گروه عراقي به آمريكا

 

گراهام فولر كارشناس سابق سيا مي‌گويد: آمريكا بدون برآورده ساختن نيازهاي اكراد نمي تواند در عراق موفق شود.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، وي معتقد است كه اگر كردها و تركها با هم درگير شوند، اين موضوع از نظر اشغالگري آمريكا فلاكت مي باشد؛ به همين خاطر واشنگتن نمي خواهد شاهد نيروهاي تركيه در كردستان عراق باشند. واشنگتن در هر زمان، به روابط حسنه با تركيه نيازمند است اما اين روابط، فعلا بحراني‌ترين دوران خود طي سالهاي اخير را سپري مي‌كند.

فولر افزوده است: پس از دو جنگ عراق روابط دو كشور تغيير مي كند. جنگ اول عراق مسأله كرد را بر سر ميز كشاند؛ ورود مهاجرين عراقي به تركيه و ايجاد يك منطقه ويژه، حتي تشكيل يك منطقه كردي مستقل در شمال عراق بسيار حائز اهميت بود. ولي امروز اشغال عراق از سوي آمريكا و حضور اين كشور در عراق باعث شد كه در مورد مسأله كرد بسيار حساس و هوشيار باشد. در اين مرحله اكراد گروهي هستند كه در عراق براي آمريكا مسأله و مشكل ايجاد نمي كنند و ده سال است كه فعاليت مشترك با آمريكا دارند. آمريكا نمي‌خواهد شاهد مسأله و مشكلي بين تركيه و اكراد بوده و به اين دليل اينكه نمي خواهد شاهد نظاميان تركيه در كردستان عراق باشد .

به گفته فولر، درخواست كمك نظامي آمريكا از كشورهاي ديگر براي حضور در منطقه كردي نمي باشد و تركها هم به مناطق كرد نشين نخواهند آمد. حالا مسأله اين است كه آيا تركيه با اين درخواست آمريكا موافقت كرده و به عراق نيرو اعزام خواهد كرد؟ اين يك سوال خوبي مي باشد.

بر اساس گزارش سايت خبري «ان.تي‌وي» تركيه، سني‌هاي عراق نظاميان تركيه را قبول نمي كنند ، به همين خاطر احتمال هدف قرار گرفتن نظاميان تركيه در عراق وجود دارد . اينها مسائل مهم و بزرگي مي باشند . بنابراين اعزام نيرو از سوي تركيه به عراق بسيار سخت بوده و احتمالاٌ خطاي بزرگي هم باشد . در حال حاضر در شمال عراق اكراد امكانات زيادي براي اعلام استقلال و خودمختاري در دست دارند. حتي مي توانند يك دولت فدرالي تشكيل دهند ، چه كسي مي‌داند آينده عراق چه خواهد شد. آمريكا خواهان موفقيت در عراق است، اگر در عراق آينده ، نيازهاي اكراد بر آورده نشود موفقيت حاصل نخواهد شد؛ يعني بايد اكراد در عراق جديد داراي وضعيت خوبي باشند. اگر در آينده ، اعراب نيازهاي اكراد را برآورده نسازند نخواهند توانست كشور را بخوبي اداره كنند و آن موقع امكان اعلام استقلال از سوي اكراد بوجود خواهد آمد؛ ولي فعلا عملي نيست.

به گفته اين كارشناس سازمان «سيا» ، واشنگتن خواهان حل مسأله كرد هم در عراق و هم در تركيه مي باشد . حتي درآينده خواهان حل مسأله كرد در ايران نيز هست . حتي در اين مورد آمريكا در ايران برنامه اي در دست دارد بدين ترتيب اعمال فشار به حكومت ايران را برنامه ريزي مي كند . ولي فعلاٌ آمريكا در تركيه حداقل خواهان دادن حق فرهنگي ، زبان و حقوق بشر براي اكراد مي باشد . بدين ترتيب كردهاي تركيه خوشحال و راضي شده و از آغاز مجدد درگيري جلوگيري مي شود آمريكا در عراق خواهان يك منطقه كردي مستقل و يا يك حكومت فدرالي مي باشد . بدين ترتيب مي تواند صلح و ثبات را در عراق برقرار كنند .

منبع: سايت بازتاب۸/۶/۱۳۸۲

 

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 17:0 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم فروردین 1385

کشور کوردستان ازاد

بارزانی: تشکیل کشور مستقل کردستان امری دست نیافتنی نیست. و رفراندم پیش رو نیز سرنوشت کرکوک را مشخص خواهد کرد

: مسعود بارزانی رهبر اقلیم کردستان، در گفتگویی با روزنامه عربی " الحیات" ضمن اعلام مطالب فوق، به تشریح ضرورت مشارکت اعراب سنی در پروسه سیاسی عراق پرداخت. وی گفت: "گفتگوهایمان با نمایندگان اعراب سنی مداوم و تقریبا هر روزه است. و در دو کنفرانسی که چندین ماه قبل در کردستان برگزار شد، ضرورت شرکت در انتخابات عواقب منفی عدم مشارکتشان را به آنان گوشزد کردم. ولی متاسفانه برادران سنی به این درخواست ما ترتیب اثر ندادند و دچار ضرر شدند. اعراب سنی همچون دیگران باید نقشی موثر در پروسه سیاسی عراق ایفا کنند و نباید طرد شوند.
در مورد قانون اساسی آینده عراق که اکنون پیش نویس آن در پارلمان این کشور مورد بررسی قرار می گیرد، بارزانی تاکید کرد که این قانون باید بر اساس قانون موقت اداره عراق، تدوین شود. و اطراف سیاسی باید برای تعمیق، گسترش و تکمیل این قانون تلاش کنند، نه بر خلاف آن. اقای بارزانی تردید نگرانی عده ای از اعراب را در مورد قانون فدرالی و یا تلاش برای استقرار کردستان غیر واقعی و وهم آمیز توصیف کرد، و در همان حال بر ضرورت حل مشکل کرکوک در چهارچوب ماده 58 قانون موق اداره عراق تاکید کرد. وی گفت: " شبیه سازی موضوع کرکوک با بغداد_ در مورد تنوع اقوام_ آنچنانکه برخی طرح می کنند، کار درستی نیست و دور از واقعیت است. کرکوک همچون هولیر، سلیمانیه و دهوک منطقه ای عراقی اما با هویت کامل کردستانی خواهد بود، و پس از عادی کردن اوضاع در این استان و انجام همه پرسی، ما نتایج همه پرسی را قبول خواهیم کرد، چه به نفعمان باشد چه به ضررمان.
بارزانی استقلال کردستان و تشکیل دولت مستقل کردستان را امری محال ندانست و افزود که اکنون قادریم استقلال کردستان را اعلام کنیم، اما چنین کاری را انجام نخواهیم داد. چون معتقدیم مصالح عراق و کردستان به هم ربط دارند و وحدت این دو امری مفید و مشکل گشا است. در مورد نقطه نظرات مردم کردستان نسبت به تدوین قانون اساسی دائم، بارزانی امر مهم را چگونگی رابطه دولت فدرال اقلیم و دولت فدرال بغداد، خواند و افزود: امور مربوط به سیاست خارجی، سیاستهای اقتصادی و دفاع از مرزها در حوزه صلاحیت حکومت فدرال و باقی مسائل در قلمرو صلاحیت حکومت اقلیم کردستان است."
بارزانی در جواب سوالی در مورد اوضاع غرب کردستان، و حوادث قامیشلو گفت: " کرد در هر نقطه جهان زندگی کند، هم نژاد و همخون ماست. و ما از حقوق آنان پشتیبانی می کنیم. اما در این موضوع و در اوضاع داخلی کشورهای دیگر هیچ دخالتی نخواهیم کرد. همچنین دولت سوریه را دوست خود قلمداد کرده و از آنان می خواهیم مسائل سیاسی و قومی را از طریق گفتگو و دیالوگ حل کنند. و نباید اجازه دهند چنین بحرانهایی ریشه دار شوند. "

در مورد فلسطین بارزانی اشاره کرد: روابطی دوستانه، تاریخی و عمیق با فلسطینی ها داریم. و فشار بر فلسطینی های ساکن عراق را امری ناپسند تلقی می کنیم. در مورد اسرائیل نیز باید گفت که هیچ نشانی از حضور اسرائیلیان در کردستان وجود ندارد اما ایجاد رابطه بین کردها و اسرائیلی ها گناه به شمار نمی رود. اسرائیل با بیشتر کشورهای عربی روابط دیپلماتیک دارد و هر گاه در بغداد سفارت اسرائیل گشوده شود اجازه خواهد یافت کنسولگری خود را در هولیر نیز افتتاح کند.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 16:56 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم فروردین 1385

رایس: من برای مشاوره با بارزانی به اینجا آمده ام، وی دوست و رهبری خردمند است.

رایس: من برای مشاوره با بارزانی به اینجا آمده ام، وی دوست و رهبری خردمند است.
[22:16 , 15 May 2005]

Peyamner news agency: امروز صبح کندالیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در چهار چوب یک دیدار رسمی غیر منتظره وارد کردستان شد و پس از توقفی کوتاه در فرودگاه هه ولیر مستقیما به سوی محل اقامت مسعود بارزانی در پیرمام پرواز کرد. خانم رایس و هیئت همراه که آقایان دیوید ولش دستیار وزیر امور خارجه و جیم جفری سفیر موقت آمریکا در عراق و چند مسئول بلند پایه وزارت خارجه آمریکا را در بر می گرفت، در بدو ورود به پیرمام از سوی آقایان مسعود بارزانی رهبر اقلیم کردستان و نیچیروان بارزانی نخست وزیر مورد استقبال رسمی قرار گرفتند.
پس از مراسم استقبال دو طرف به محل مذاکرات رفتند و ساعتی بعد در یک کنفرانس مطبوعاتی به سوالات خبرنگاران پاسخ گفتند.
در ابتدای کنفرانس بارزانی ضمن خوش آمد گویی به این موضوع اشاره کرد که چنین سفرهایی نشانه پشتیبانی دولت آمریکا از ملت کردستان و ملت عراق و تاکید حکومت آمریکا بر بنیانگذاری سیستمی فدرالی و دمکراتیک در عراق است. و جای تقدیر دارد.

رایس در پاسخ سپاسگذاری خود را از استقبال گرمی که از طرف بارزانی از وی به عمل آمده، ابراز داشت و گفت: بخاطر استقبال گرمی که از من به عمل آوردید ممنونم. از کودکانی که در فرودگاه هه ولیر دسته گلهای خود را به من تقدیم کردند و از ملت کرد سپاسگذارم. بین ما رابطه دوستانه و همکاری عمیقی وجود دارد. و امروز من آمده ام که دوستی کردها و آمریکاییان را به پلی برای تاسیس عراقی دمکراتیک و فدرال تبدیل کنم. من به این نکته واقفم که ملت کرددر زمان رژیم سابق عراق قربانیان زیادی داده است و فکر می کنم اکنون زمان آن است که آینده ای بهتر و مطمئن تر برای خود میسر کنند.
به کار بردن جمله "اکنون زمان آن است که ملت کرد آینده ای بهتر و مطمئن تر برای خود میسر کنند." موجب طرح پرسشی در میان خبرنگاران شد که مسئله کرد در چه مرحله ای از اهمیت در میان استراتژی های حکومت آمریکا قرار دارد؟ و آیا کردها می توانند به پشتیبانی آمریکا مطمئن باشند؟

رایس در جواب این سوال اشاره به نقش و اهمیت بارزانی کرد و گفت: من برای مشاوره با بارزانی به اینجا آمده ام، وی دوست و رهبری خردمند است و برای هر دو طرف موضوع قانون اساسی عراق بسیار حائز اهمیت است و هر دو طرف بر تدوین قانونی که همگان در نوشتن آن سهم داشته باشند و هویت دمکرانیک و فدرالی برای عراق به ارمغان بیاورد، پافشاری می کنیم.
در پاسخ به سوالی در مورد اهمیت نقش آفرینی کردها در آینده عراق بارزانی گفت: " بدون شک ملت کرد نقش اساسی و تعیین کننده در آینده عراق و تاسیس نظامی فدرالی و دمکراتیک ایفا خواهند کرد و یکی از نشانه های این اهمیت سفر خانم رایس و دیگر مقامات بلند پایه آمریکایی به کردستان است."
کردها به خاطر همپیمانی با آمریکا آماج حملات تروریستی و تهمت های ناروا قرار گرفته اند، آیا حکومت آمریکا هیچ طرحی برای همکاری با سازمانهای امنیتی کردستان و همچنین ایفای نقش در بهبود وضع اقتصادی اقلیم دارد؟ این پرسشی بود که کندالیزا رایس را مورد خطاب قرار داد و وی در پاسخ چنین گفت: " ما در مذاکراتمان بر اهمیت این نکته تاکید کردیم که اوضاع سیاسی، اقتصادی و امنیت رابطه مستقیمی با هم دارند. دولت آمریکا چندین طرح بزرگ برای بهبود اوضاع اقتصادی و امنیتی منطقه دارد که بدون شک سهم بزرگی از این پروژه ها متعلق به کردستان خواهد بود."
رایس در خاتمه سخنانش بار دیگر به نقش مهم و اساسی بارزانی در تدوین قانون اساسی عراق و ایجاد صلح و ثبات در این کشور اشاره کرد و گفت: بدون تردید بارزانی می تواند نقشی تعیین کننده در آینده عراق ایفا کند و این بدان سبب است که وی رهبری است که بسیار مورد احترام عراقی هاست.
نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 16:55 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم فروردین 1385

گفتگوی رادیو صدای آمریکا با علیرضا نوری زاده


دیداری که در کاخ سفید صورت گرفت و در آن جورج بوش از رهبر کردستان عراق ستایش کرد و ا

<< Back

گفتگوی رادیو صدای آمریکا با علیرضا نوری زاده

پیرامون دیدار رهبر کردستان با رئیس جمهور آمریکا

دیداری که در کاخ سفید صورت گرفت و در آن جورج بوش از رهبر کردستان عراق ستایش کرد و از همکاری وی برای استقرار یک سیستم دمکراتیک، سکولار و فدرال حمایت کرد، در واقع بزرگترین امتیازی بود که تا به حال ایالات متحده برای یک رهبر محلی قائل شده است. آقای مسعود بارزانی وارث سالها مبارزه مردم کردستان است، پدر وی ژنرال مصطفی بارزانی کسی بود که برای تحقق حقوق حقه مردم کردستان سالیان درازی مبارزه کرد، در تبعید به سر برد و سرانجام نیز دور از وطنش با بیماری چشم از جهان فرو بست.
دو پسر وی ادریس و مسعود مبارزات پدر را دنبال کردند،ادریس بارزانی در ایران درگذشت و نتوانسیت روزی را ببیند که مردم کردستان آزادانه برای سرنوشت خود تصمیم می گیرند.
اما مسعود این بخت بلند را داشت که نه تنها به کشورش بازگردد بلکه به عنوان رهبر کردستان در برابر جهانیان و در برابر تاریخ با سربلندی بگوید که سرانجام مبارزات وی و میلیونها کرد نتیجه بخش بود.
اینکه رئیس جمهور بزرگترین قدرت جهان در دفتر کارش با مسعود بارزانی دیدار و از وی تقدیر و ستایش می کند باز هم سند افتخار دیگری است که در کتاب مبارزات کردها به ثبت خواهد رسید.
آقای مسعود بارزانی که از نخستین روز سرنگونی صدام با تمام نیرو و نفوذ خود همکاری کرد برای اینکه یک عراق تازه را بازسازی کند.
تمامی گروههای سنی که مخالف شرکت در انتخابات بودند، برای رهبر کردستان حساب دیگری باز کرده اند. و به گمان من در انتخابات آینده عراق بارزانی یکی از بازیگران اصلی آن خواهد بود. وی در ارتباطات خود با گروههای سیاسی تجدید نظر کرده است
بنا بر این در آینده ای نزدیک می توان انتظار داشت که مسعود بارزانی نه تنها به عنوان یک رهبر کرد بلکه به عنوان یک دولتمرد برجسته نقشی اساسی در نوشتن کتاب زندگی عراق جدید بر عهده بگیرد.

Sent: 2005-10-28

(C) 2005 | Powered By GRFE.com

ز همکاری وی برای استقرار یک سیستم دمکراتیک، سکولار و فدرال حمایت کرد، در واقع بزرگترین امتیازی بود که تا به حال ایالات متحده برای یک رهبر محلی قائل شده است. آقای مسعود بارزانی وارث سالها مبارزه مردم کردستان است، پدر وی ژنرال مصطفی بارزانی کسی بود که برای تحقق حقوق حقه مردم کردستان سالیان درازی مبارزه کرد، در تبعید به سر برد و سرانجام نیز دور از وطنش با بیماری چشم از جهان فرو بست.
دو پسر وی ادریس و مسعود مبارزات پدر را دنبال کردند،ادریس بارزانی در ایران درگذشت و نتوانسیت روزی را ببیند که مردم کردستان آزادانه برای سرنوشت خود تصمیم می گیرند.
اما مسعود این بخت بلند را داشت که نه تنها به کشورش بازگردد بلکه به عنوان رهبر کردستان در برابر جهانیان و در برابر تاریخ با سربلندی بگوید که سرانجام مبارزات وی و میلیونها کرد نتیجه بخش بود.
اینکه رئیس جمهور بزرگترین قدرت جهان در دفتر کارش با مسعود بارزانی دیدار و از وی تقدیر و ستایش می کند باز هم سند افتخار دیگری است که در کتاب مبارزات کردها به ثبت خواهد رسید.
آقای مسعود بارزانی که از نخستین روز سرنگونی صدام با تمام نیرو و نفوذ خود همکاری کرد برای اینکه یک عراق تازه را بازسازی کند.
تمامی گروههای سنی که مخالف شرکت در انتخابات بودند، برای رهبر کردستان حساب دیگری باز کرده اند. و به گمان من در انتخابات آینده عراق بارزانی یکی از بازیگران اصلی آن خواهد بود. وی در ارتباطات خود با گروههای سیاسی تجدید نظر کرده است
بنا بر این در آینده ای نزدیک می توان انتظار داشت که مسعود بارزانی نه تنها به عنوان یک رهبر کرد بلکه به عنوان یک دولتمرد برجسته نقشی اساسی در نوشتن کتاب زندگی عراق جدید بر عهده بگیرد.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 16:47 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم فروردین 1385

مصطفی بارزانی

 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

Jump to: navigation, search

ملا مصطفی بارزانی (۱۴ مارس ۱۹۰۳ - ۱ مارس ۱۹۷۹) از رهبران جنبش کرد و پدر مسعود بارزانی رئیس حکومت محلی کردستان عراق بود.

وی در تاریخ 1979/3/1 میلادی در گذشت و در 1979/3/7 در نزدیکی شهر اشنویه به طور امانت به خاک سپرده شد تا اینکه در 1993/10/6 جنازهٔ وی به همراه فرزندش مسعود بارزانی از اشنویه و با تشریفات نظامی به منطقه بارزان منتقل شد. وی یکی از بزرگان و رهبران مبارزه برای آزادی کردستان بود که در روستای بارزان کردستان عراق به دنیا آمد. وی به عنوان یکی از ژنرالهای قاضی محمد در جمهوری کردستان خدمت کرد وبعد از سقوط این جمهوری برای مبارزه باز به کردستان عراق باز گشت ومدت کوتاهی درآنجاماند،تا مجبور شد با گروهی ازپیشمرگ هایش به شوروی پناهنده شود و بعد ازروی کار آمدن عبدالکریم قاسم درسال 1958 به عراق بازگشت. دولت عراق بعدهادوباره به کردستان حمله کردوبارزانی به کوههابرگشت. امااوچون ازلحاط سیاسی ضعیف بود، اختلافات ودودستگی بوجود آورد وپارت دمکرات کردستان رابه هم زد. بارزانی هرچندمردی دلیر بود، اما در سیاست ضعیف وناتوان بود. اوسواد چندانی نداشت ومطالعه هم نمی‌کرد. حتی مصاحبه‌های خودش راهم نمی‌خواند. بارزانی مخالف حرکت آزادیخواهانه بودومخالفان خود راکه درمیان آنها افرادی سیاسی وانقلابی بودند سرکوب می کرد .اوانقلاب ومبارزات کردها رابه شاه ایران وآمریکاوابسته نمودودرسال 1975این مبارزات رابه شکست منجرساخت. در آخر عمر به ایران آمد وبا طایفه بارزان در اشنویه و کرج وشهرهای دیگرایران اسکان یافتند.اودر سال 1975 جنبش کردستان عراق راتمام شده خواندواین جنبش شکست خوردوباگروه زیادی ازعشایرش به ایران وآمریکاپناهنده شد. این حرکت ملا مصطفی بارزانی ضربه بزرگی به کردها وارد ساخت. بعدها طرفداران اوگروهی به نام "قیاده موقت " بوجود آوردند که بیشترموجب اختلافات وجنگ ودرگیری میان نیروهای کردشدند. در سالهای بعددکتر محمودعسمان همراه گروهی دیگربه عنوان اعتراض از"قیاده موقت" جدا شدند ودرسال 1979 قیاده موقت نام خودرا دوباره به پارت دمکرات کردستان تغییر دادوباهمکاری نیروهای ارتش ایران برعلیه مبارزه کردهای ایران به آشوب پرداختند. تاکنون نیروهای پارت دمکرات ازکردهای ایرانی عذرخواهی نکرده‌اند .البته عبدالرحمان قاسملو رهبرحزب دمکرات که بادولت عراق روابط نزدیک داشت، در تشدید این اختلافات نقش عمده‌ای داشت. هنوز هم از نوادگان این طایفه هم در کرج و اشنویه و هم در شوروی(جمهوری های استقلال یافته کناره دریای مازندران)افرادی مانده‌اند و زندگی می‌‌کنند.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 15:49 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم فروردین 1385

مسعود بارزانی : از مطالبات کردها حمایت خواهم کرد

مسعود بارزانی رئیس حکومت منطقه کردستان عراق تاکید کرد از خواسته های کردها همچون ادامه فعالیت پیشمرگ ها به عنوان نیروی مستقل و مرزهای کردستان وبازگشت کردها به کرکوک حمایت خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه ، مسعود بارزانی رئیس حکومت منطقه کردستان امروز در مقابل نمایندگان مجلس این منطقه تاکید کرد از این خواسته ها در نشست فردا در بغداد که با حضور رهبران سیاسی عراق برگزار می شود، حمایت خواهد کرد.

نشست بغداد با هدف برطرف کردن اختلافات مربوط به روند قانون اساسی عراق میان کردها و دیگر جریان های کمیته تدوین قانون اساسی دایمی برگزار خواهد شد.

مهمترین مواد اختلافی میان گروه های اصلی در کمیته تدوین ، بحث فدرالیسم و جایگاه اسلام در دولت و قانونگذاری است .

بارزانی گفت : هرگز بر سر حقوق اساسی مردم کرد سازش و معامله نخواهد شد.

وی خطاب به اعضای پارلمان منطقه کردستان اظهار داشت : ما گام های سرنوشت سازی برداشته ایم و سرنوشت ما در این قانون مشخص خواهد شد.

بارزانی با تاکید بر مشارکت خود در نشست رهبران سیاسی عراق که فردا در بغداد برگزار می شود، گفت : پیش از رفتن به بغداد برای شرکت در این جلسه لازم دیدیم که تاکید کنیم هیچ سازش ومعامله ای در مورد حقوق مردم کردستان صورت نخواهد گرفت و این حقوق نه برای ملت کرد بلکه برای همه عراقی ها است.

وی مرحله تدوین قانون اساسی عراق را یک فرصت طلایی توصیف کرد اما گفت : این فرصت اگر آنچه که ضروری است انجام ندهیم از بین خواهد رفت.

به گزارش مهر، بارزانی به این نکته اشاره کرد که مسائل مهمی همچون هویت عراق، مرزهای جغرافیایی کردستان و مساله نیروهای پیشمرگ، منابع طبیعی و ماده 58 مربوط به عادی سازی وضعیت کرکوک وجود دارد که هیاتی از پارلمان کردستان و نیز احزاب سیاسی این منطقه باید وی را در سفر به بغداد همراهی کنند تا ازاین مطالبات دفاع کنند.

بارزانی با بیان اینکه تصمیم نهائی در این زمینه را پارلمان کردستان می گیرد خواستار آمادگی اعضای پارلمان منطقه کردستان برای برگزاری جلسه فوق العاده دیگر طی روزهای آینده پس از نشست بغداد شد.

وی تاکید کرد که کردها هرگز با این مساله که هویت عراق اسلامی باشد، موافقت نخواهند کرد.

بارزانی گفت : ما به همه ادیان و بویژه دین اسلام احترام می گذاریم به اینکه دین اکثریت باشد اما هرگز با تحمیل هویت اسلامی بر عراق موافقت نخواهیم کرد.

بارزانی همچنین از درخواست های برخی گروه های عراقی مبنی بر اینکه عراق بخشی از امت عرب باشد، انتقاد کرد و گفت : باید بخش عرب عراق بخشی از امت عرب باشد ولی ما بخشی از امت عرب( کردها)  نیستیم.

رئیس حزب دمکرات کردستان با بیان اینکه با به تعویق افتادن روند تدوین قانون اساسی مخالف است زیرا اوضاع را بدتر خواهد کرد، اظهار داشت : ما از نظر قانونی حق داریم در صورتی که تمام حقوق ما در قانون اساسی گنجانده نشود باآن مخالفت کنیم.

بارزانی تاکید کرد: کردها اکنون شرکای کشور و بازسازی آن هستند و اگر خواهان مشارکت آنها در ساختن عراق هستند باید حقوق تمام مردم کردستان در نظر گرفته شود و باید بدانند که ما نیروی معارض نیستیم بلکه شرکای این کشور هستیم.

نشست فوق العاده پارلمان منطقه کردستان با حضور تمامی 111 عضو آن در شهر اربیل برگزار شد.

 گفتنی است حسین شهرستانی معاون رئیس مجمع ملی عراق اخیرا خواستار ادغام نیروهای پیشمرگ کرد در ارتش عراق شده بود و با فعالیت آنها به عنوان یک نیروی مستقل مخالفت کرده بود.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 15:44 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیستم فروردین 1385

خارجي. سياسي. عراق. طالباني.

"جلال طالباني" رييس جمهوري عراق در سومين سالگرد سقوط "صدام"، دوران كنوني در اين كشور را فرصتي براي تجربه مردم عراق در زمينه‌هايي دانست كه در زمان حكومت بعثي از آن برخوردار نبودند.

طالباني روز يكشنبه در گفت وگو با شبكه خبري تلويزيوني بي‌بي‌سي اظهار داشت: مردم عراق اكنون احساس مي‌كنند واقعا شهروندان كشور خود هستند.

"شركت كردها در راي‌گيري ها و انتخاب شدن يك كرد به عنوان رييس جمهوري، اين احساس را بين آنان ايجاد كرده كه اكنون مانند ديگر هموطنان خود شهروندان درجه يك هستند و ديگر درجه دو محسوب نمي‌شوند.

وي در ادامه افزود: براي نخستين بار عراقي‌هااز تمامي حقوق مردمسالارانه برخوردارند و آن را تجربه مي‌كنند، احزاب و رسانه‌ها آزاد هستند و اقتصاد نيز از كنترل دولت خارج شده است.

رئيس جمهور عراق گفت: احساس مي‌كنم كشور ما پس از سقوط صدام در حال تجربه راه‌هاي گوناگون است و به‌اعتقاد من، مردم عراق خود نمي‌توانستند رژيم صدام را سرنگون كنند تا اينكه نيروهاي ائتلاف (اشغالگر) چنين كردند و در واقع در اذهان بسياري از عراقي‌ها تغييراتي به وجود آمد.

طالباني با اشاره به خروج قدرت از دست عرب‌هاي سني گفت كه اكنون آنها احساس سرخوردگي مي‌كنند، زيرا قدرت را از دست داده‌اند.

وي در پاسخ به اين پرسش كه بسياري از مردم عراق معتقدند اوضاع كنوني از زمان صدام بدتر شده، گفت: اگر امنيت را مطرح مي‌كنيد، صدام صدها هزار عراقي را در همين خيابان‌ها كشت و همچنان گورهاي دستجمعي كشف مي‌شود. در زمان صدام، مردم را مخفيانه مي‌كشتند و دفن مي‌كردند.

"درست است كه بغداد در آن زمان آرامش داشت، اما در بخش‌هاي ديگر عراق امنيت وجود نداشت. در مناطق بسياري از كشور جنگ و نبردهاي چريكي و تظاهرات وجود داشت و مردم را بدون محاكمه مي‌كشتند."
وي گفت: ما اكنون باتهاجم واقعي القاعده مواجه هستيم. هزاران هزار خارجي به كشور ما رخنه كردند تا با نام جهاد، برضد نيروهاي ائتلاف بجنگند.

ما با عمليات تروريستي مواجهيم.

"القاعده مي‌گويد تمام شيعيان رافضي هستند و بايد كشته شوند. تمام كردها خائن هستند و عرب‌هاي سني هم كه از القاعده پيروي نمي‌كنند، نيز شرورند و در واقع نوعي جنگ عليه ملت ما در جريان است."
وي تصريح كرد: براي نخستين بار همه اقشار در عراق از سني تا شيعه درباره مسايل اصلي به توافق رسيدند و اكنون تنها مساله باقيمانده موضوع نخست وزيري است. بيشتر گروه‌ها نخست وزيري "جعفري" را رد مي‌كنند، اما ممكن است او را به عنوان معاون رييس جمهوري يا هر پست مهم ديگر بپذيرند. از نظر اين گروه‌ها، جعفري فردي نيست كه بتواند يك دولت اتحاد ملي را رهبري كند.

طالباني درباره خروج نيروهاي آمريكايي از عراق نيز گفت: در واقع آمريكايي‌ها خيلي مي‌خواهند كشور ما را ترك كنند، اما نيروهاي عراقي به آموزش نظامي نياز دارند تا بتوانند جانشين آنها بشوند. البته دوست ما خانم "رايس" توانست اشتباهاتي را كه در عراق رخ داده، شناسايي كند.

رييس جمهوري عراق در مورد اين وعده "بوش" كه قول داده به "يك پيروزي كامل در اين كشور دست يابد"، گفت: از ديدگاه من، اگر بتوانند يك دولت اتحاد ملي تشكيل دهند، خود يك پيروزي كامل است.

وي تاكيد كرد: بايد نخست نيروهاي خود را آموزش دهيم تا بتوانند كشور را اداره كنند و بعد بايد به همسايه‌هاي عراق بنگريم كه درباره ما چه فكر مي‌كنند.

طالباني در پاسخ به خبرنگار بي‌بي‌سي كه نام "ايران" را مطرح كرد، گفت:
من گفتم همسايه‌ها، اما تو مي‌گويي ايران.

رييس جمهوري عراق ادامه داد: پس از آموزش ديدن نيروهاي عراقي، اگر به نيروهاي آمريكايي نياز نداشتيم، مي‌توانيم به آنها بگوييم خداحافظ. اما اكنون به آنان نياز داريم تا امنيت عراق را تامين و از بروز جنگ داخلي جلوگيري كنند.

طالباني در پاسخ به اين پرسش كه واقعه سامرا مشخص كرد "آمريكايي‌ها نمي‌توانند مانع بروز يك جنگ داخلي شوند"، گفت: اگر آنها نبودند جنگ داخلي شروع شده بود. آنان به نيروهاي سياسي فشار وارد آوردند تا جلوي خشونت را بگيرند.

وي افزود: البته نيروهاي ائتلاف نمي‌توانند جلوي همه چيز را بگيرند.

ترورهاي زيادي صورت گرفت. كاملا مشخص است كه نيروهاي عراقي نمي‌توانند در برابر اين موج سهمگين از افراد خشمگين بايستند.

رييس جمهوري عراق در مورد محاكمه صدام نيز گفت: اين دادگاه نشان مي‌دهد كه عراق كشوري دمكراتيك است كه به‌همه حتي صدام فرصت مي‌دهد تا هرچه بخواهد بگويد.

طالباني درباره احتمال تقسيم عراق گفت: فكر نمي‌كنم كشور تقسيم شود، زيرا بخش‌هاي مختلف آن، اصلا نمي‌توانند به‌صورت مستقل زندگي كنند. سني‌ها و شيعيان نيز نمي‌خواهند از عراق جدا شوند و كردها هم نمي‌توانند مستقل زندگي كنند زيرا چيزي براي عرضه به‌منظور بقا ندارند و يك كشور مستقل كردنشين نيز در منطقه نمي‌تواند شكل بگيرد.

نوشته شده توسط سید محمد بارزانی در 15:29 |  لینک ثابت   •